آسمان را به گريه وا مي دارد...

مشاهده رنج دیگران است...!
برگرديم بخوابيم ورويا ببينيم يا بيدار شويم وروياهايمان
رادنبال كنيم.انتخاب باخودمان است...!
تفاوت بین آسان و مشکل
خوابیدن در هر شب آسان است ولی مبارزه با آن مشکل است.
نشان دادن یپروزی آسان است ولی قبول کردن شکست مشکل است.
حظ کردن از یک ماه کامل آسان است ولی دیدن طرف دیگر آن مشکل است.
زمین خوردن با یک سنگ آسان است ولی بلند شدن مشکل است.
لذت بردن از زندگی آسان است ولی ارزش واقعی دادن به آن مشکل است.
قول دادن بعضی چیز ها به بعضی افراد آسان است ولی وفای به عهد مشکل است.
گفتن اینکه ما عاشقیم آسان است ولی نشان دادن مداوم آن مشکل است.
انتقاد از دیگران آسان است ولی خودسازی مشکل است.
ایراد گیری از دیگران آسان است عبرت گرفتن از آنها مشکل است.
گریه کردن برای یک عشق دیرینه آسان است ولی تلاش برای از دست نرفتن آن مشکل است.
فکر کردن برای پیشرفت آسان است متوقف کردن فکر و رویا و عمل به آن مشکل است.
فکر بد کردن در مورد دیگران آسان است رها ساختن آنها از شک و دودلی مشکل است.
دریافت کردن آسان است اهدا کردن مشکل است.
حفظ دوستی با کلمات آسان است حفظ آن با مفهوم کلمات مشکل است.
قصه راه و عبور از خط مين پيكري افتاده بر روي زمين
قصه جنگ، قصه عشق و بلاست داستان عشق مردان خداست
جنگ شد ليلي ومجنون جان ما
گشت آنجا سردر فرمان ما
عشق يعني نغمه هاي هر تفنگ
آفتاب قصه هاي ناب جنگ 
عشق يعني يك لباس ويك پلاك
جاوه اي چون آينه برروي خاك
عشق يعني كوله باري پرزراه
باخداي عشق دررازونياز
عشق يعني يك بلاي بي ستون
سنگري در بستر درياي خون
فرهنگ ومقاومت كيهان
روح وادب وكمال وبينش زهراست.
روزي كه گشايند درباغ بهشت.
مسئول پذيرش وگزينشُ زهراست. 
زنده را بايد به فريادش رسِِيد ... ورنه برسنگ مزارش آب پاشيدن، چه سود
زنده راتا زنده است قدرش بدان .. ورنه برروي مزارش كوزه گل چيدن ، چه سود
زنده را درزندگي دستش بگير...... ورنه مشكي ازبراي مرده پوشيدن ، چه سود
بامحبت دست پيران راببوس....... ورنه برروي مزارش تاج گل چيدن ، چه سود
يك شبي با زنده اي غمخوار باش........ ورنه برروي مزارش زارناليدن ، چه سود
تا زماني زنده ايم بيگانه ايم......... درعزاها روي بوسيدن ، چه سود
گرتواني زنده اي راشاد كن...... درعزا عطروگلاب ناب پاشيدن ، چه سود
ازبراي سالمندان يك گل خوشبو ببر....... تاج گلها دركنار همدگر چيدن ، چه سود
گرنرفتي خانه اش تازنده بود....... خانه صاحب عزا خوابيدن شبها ، چه سود
گرنپرسي حال من تازنده ام....... گريه وزاري وناليدن ، چه سود
سالها عيد آمد ورفت ونكردي ياد من..... جاي خالي مرا درخانه ام ديدن ، چه سود
گرنكردي يادمن تازنده ام...... سنگ مرمر روي قبر من چيدن ، چه سود


اگرمقصدخداباشد...

اگرشخصي باعث رنجش شما مي شود، به اين دليل است كه خود در اعماق وجود خود رنج مي كشد ورنج او لبريز مي شود . بنابراين او مستحق مجازات نيست ، بلكه نيازمند كمك است . اين همان پيام او براي شماست...!


پسرک پرسید: «خانم، می توانم خواهش کنم کوتاه کردن چمن های حیاط خانه تان را به من بسپارید؟»
زن پاسخ داد: «کسی هست که این کار را برایم انجام می دهد.»شش
پسرک گفت: «خانم، من این کار را با نصف قیمتی که او می دهد انجام خواهم داد.»
زن در جوابش گفت که از کار این فرد کاملا راضی است.
پسرک بیشتر اصرار کرد و پیشنهاد داد: «خانم، من پیاده رو و جدول جلوی خان
ه را هم برایتان جارو می کنم. در این صورت شما در یکشنبه زیباترین چمن را در کل شهر خواهید داشت.» مجددا زن پاسخش منفی بود.
پسرک در حالی که لبخندی بر لب داشت، گوشی را گذاشت. مغازه دار که به صحبت های او گوش داده بود به سمتش رفت و گفت: «پسر…، از رفتارت خوشم آمد؛ به خاطر اینکه روحیه خاص و خوبی داری دوست دارم کاری به تو بدهم.»
پسر جوان جواب داد: «نه ممنون، من فقط داشتم عملکردم را می سنجیدم. من همان کسی هستم که برای این خانم کار می کنهیچگاه خوشبخت نخواهد شد
ازبهر ظهورتو خود آراسته اند.
مردم همه درلحظه تحويل سال.
بي شك فرج توزخدا خواسته اند.
شايد مي توانستم دنيا را هم تغيير دهم...! 
حسین (ع) رامنتظرانش کشتند...!؟
باتشکراز سایت عصرایران